چرا مقام معظم رهبري مقروض است؟

پرسش: مقروض بودن مقام معظم رهبري
آيا اينكه مي گويند مقام معظم رهبري اكثر اوقات مقروض است صحت دارد؟
اگر اين قضيه صحت دارد، با توجه به اينكه دين مبين اسلام بارها و بارها قرض گرفتن را نهي كرده و شخص مقروض را ملامت مي كند. پس چرا ايشان معمولا مقروض اند؟

پاسخ:
در اين خصوص بايد گفت: اگر قرض گرفتن به خاطر ضرورت و رفع نياز باشد اشكال ندارد، مثلا شخصي به خاطر رفع مشكل اجتماعي و خانوادگي قرض نمايد، اشكال ندارد، -حتي ممكن است – در برخي موارد قرض گرفتن واجب گردد. اهل بيت (ع) وپيامبر(ص) نيز قرض مي گرفتند، همچنانكه پيامبر (ص) به علي(ع) سفارش نمود كه قرض وي را ادا كند، (1) علي (ع) نيز جهت رفع نياز خود قرض گرفت. (2) آنچه در اسلام نهي شده است قرض گرفتن به منظور تجمل گرايي و مانند آن مي باشد، بر اين اساس قرض گرفتن مقام معظم رهبري اگر صحت داشته باشد برخلاف آموزه هاي ديني نمي باشد، مطمنا ايشان جهت نياز و ضرورت به اين امر اقدام مي نمايد.
پي نوشت ها:
1. شيخ مفيد، ارشاد، ترجمه ‏ هاشم رسولى محلاتى‏، ناشر اسلاميه‏، ج401، ص40.
2. علامه حلى‏، الألفين‏، ترجمه وجدانى‏، ناشر سعدى و محمودى‏، ص966.

مرکز ملي پاسخگويي به سوالات ديني

سن مناسب برای جدا کردن اتاق کودک از اتاق والدین

به لحاظ ديني چند دليل براي جدا كردن و مستقل كردن محل خواب كودكان وجود دارد:

۱. وابستگي به والدين: كودكاني كه در اتاق والدين مي خوابند، وابستگي بيشتري به آنان دارند و ممكن است در آينده به استقلال آن ها لطمه وارد شود.
۲. روابط زناشويي زن و مرد: در صورت خواب اشتراكي، روابط زناشويي زن و مرد در حضور كودك انجام مي شود و آثار مخربي بر او خواهد داشت؛ زيرا ممكن است در آينده با بلوغ زودرس دچار انحرافات جنسي شود. رسول خدا فرمود: سوگند به كسي كه جانم در دست اوست، اگر مرد با همسر خود بياميزد و در خانه كودكي بيدار باشد و ببيند يا سخن و صداي نفس كشيدن آن ها را بشنود، هرگز رستگار نخواهد شد و سرانجام به زنا آلوده خواهد شد (1).
اگر كودك در سني باشد كه اين پديده را درك نكند، به جهت همين عدم درك، اضطراب او را فرا خواهد گرفت.

 

 


در مجموع مي توان گفت، بهترين زمان جدايي، 12 تا 18 ماهگي است؛ چرا كه تا اين سن، هنوز به والدين وابسته نشده و مهم تر از آن، ترس از تاريكي برايش مفهوم نيافته است.
پس از اين سن، كودك توان مراقبت از خود را دارد؛ اما پيش از آن توان مراقبت از خود را ندارد و ممكن است دچار آسيب (خفگي) شود. گذشته از اين، گرماي وجود مادر و صداي ضربان قلب او در آرامش و رشد عاطفي او بسيار موثر است. تماس بدني كودك با مادر، سبب افزايش ترشح هورمون پرولاكتين در شير مادر مي شود و افزون بر اين مادر مي تواند در مرحله آسيب پذيري خواب كودك به او كمك كند و براي انتقال كودك از خواب سبك به عميق و بر عكس، به او ياري برساند.
خواب كودك دو مرحله دارد: مرحله سبك و عميق، در مرحله سبك، چشم حركت REM دارد و نيمه بسته است. بدن پيچ و تاب مي خورد و حركات تنفسي كودك نامنظم است. در مرحله عميق، بدن آرام، و تنفس منظم است و دست ها و پاها در دو طرف بدن رها مي شود.
80 درصد خواب كودكان سبك است و تا 3 سالگي 80 درصد خواب عميق مي شود و اين پديده از الطاف الاهي است تا كودك درخواب سبك بتواند در برابر سرما، گرسنگي، گرفتگي بيني و قطع تنفس عكس العمل نشان دهد.
كوكان، دائم از مرحله خواب سبك به عميق و برعكس در حال تغييرند و اين تغيير دائم دفعات بيداري و نتيجه دفعات زمان آسيب پذيري را بيشتر مي كند. وجود مادر كنار كودك مي تواند انتقال از خواب سبك به عميق را با شيردهي يا نوازش و لالايي راحت تر كند و در صورت عدم حضور مادر، انتقال، به راحتي انجام نمي شود و كودك گريه هاي عصبي سر خواهد داد.
پي نوشت ها:
1. وسائل الشيعه، ج20، ص 134.

سه درس جالب و آموزنده از یک دیوانه !

آورده‌اند که شیخ جنید بغدادی، به عزم سیر، از شهر بغداد بیرون رفت و مریدان از عقب او.

شیخ احوال بهلول را پرسید. گفتند: او مردی دیوانه است.

گفت: او را طلب کنید که مرا با او کار است. پس تفحص کردند و او را در صحرایی یافتند. شیخ پیش او رفت و سلام کرد.

بهلول جواب سلام او را داد و پرسید: چه کسی هستی؟

عرض کرد: منم شیخ جنید بغدادی.

فرمود: تویی شیخ بغداد که مردم را ارشاد می‌کنی؟

عرض کرد: آری..

بهلول فرمود: طعام چگونه میخوری؟

عرض کرد: اول «بسم‌الله» می‌گویم و از پیش خود می‌خورم و لقمه کوچک برمی‌دارم، به طرف راست دهان می‌گذارم و آهسته می‌جوم و به دیگران نظر نمی‌کنم و در موقع خوردن از یاد حق غافل نمی‌شوم و هر لقمه که می‌خورم «بسم‌الله» می‌گویم و در اول و آخر دست می‌شویم.

بهلول برخاست و دامن بر شیخ فشاند و فرمود: تو می‌خواهی که مرشد خلق باشی؟ در صورتی که هنوز طعام خوردن خود را نمی‌دانی. سپس به راه خود رفت.

مریدان شیخ را گفتند: یا شیخ این مرد دیوانه است.

خندید و گفت: سخن راست از دیوانه باید شنید و از عقب او روان شد تا به او رسید.

بهلول پرسید: چه کسی هستی؟

جواب داد: شیخ بغدادی که طعام خوردن خود را نمی‌داند.

بهلول فرمود: آیا سخن گفتن خود را می‌دانی؟

عرض کرد: آری. سخن به قدر می‌گویم و بی‌حساب نمی‌گویم و به قدر فهم مستمعان می‌گویم و خلق را به خدا و رسول دعوت می‌کنم و چندان سخن نمی‌گویم که مردم از من ملول شوند و دقایق علوم ظاهر و باطن را رعایت می‌کنم. پس هر چه تعلق به آداب کلام داشت بیان کرد.

بهلول گفت: گذشته از طعام خوردن، سخن گفتن را هم نمی‌دانی. سپس برخاست و برفت.

مریدان گفتند: یا شیخ دیدی این مرد دیوانه است؟ تو از دیوانه چه توقع داری؟

جنید گفت: مرا با او کار است، شما نمی‌دانید.

باز به دنبال او رفت تا به او رسید. بهلول گفت از من چه می‌خواهی؟ تو که آداب طعام خوردن و سخن گفتن خود را نمی‌دانی، آیا آداب خوابیدن خود را می‌دانی؟

عرض کرد: آری. چون از نماز عشا فارغ شدم داخل جامه‌ خواب می‌شوم، پس آنچه آداب خوابیدن که از حضرت رسول (علیه‌السلام) رسیده بود بیان کرد.

بهلول گفت: فهمیدم که آداب خوابیدن را هم نمی‌دانی. خواست برخیزد که جنید دامنش را بگرفت و گفت: ای بهلول من هیچ نمی‌دانم، تو قربه‌الی‌الله مرا بیاموز.

بهلول گفت: چون به نادانی خود معترف شدی تو را بیاموزم. بدان که اینها که تو گفتی همه فرع است و اصل در خوردن طعام آن است که لقمه حلال باید و اگر حرام را صد از اینگونه آداب به جا بیاوری فایده ندارد و سبب تاریکی دل شود.

جنید گفت: جزاک الله خیراً!

و ادامه داد: در سخن گفتن باید دل پاک باشد و نیت درست باشد وگرنه هر عبارت که بگویی آن وبال تو باشد. پس سکوت و خاموشی بهتر و نیکوتر باشد.

و در خواب کردن این‌ها که گفتی همه فرع است؛ اصل این است که در وقت خوابیدن در دل تو بغض و کینه و حسد هیچ بشری [دوست، همسر، فرزند، والدین، همکار، ....] نباشد!

 

 

اینم یه جورایی حق الناسه!

دهه اول محرم سال 91هم تموم شد، نمی دونم عزادار خوبی واسه امام حسین (ع) بودم یا نه. اینقدر زود گذشت که اصلا متوجه سرعت گذرش نشدم. توجه کردین چه قدر زود گذشت؟! شب ها می  رفتیم هیئت و بعد از مراسم با بچه ها می نشستیم و کلی صحبت می کردیم. گاهی وقت ها هم غفلت می کردیم و حرفایی میزدیم که باعث می شد بخندیم. مثل اینکه به کل فراموش کرده بودیم واسه چی هیئت اومدیم! خدا خودش از سر تقصیراتمون بگذره و کمک کنه که وقتی هیئت می ریم عزاداری در شان و اندازه آقا اباعبدالله باشیم نه مایه آبرو ریزیش.

تا حالا شده که به شوخی یه حرفی رو زدی و دل دوستت رو گرفتی! دیگه هم ازش عذرخواهی نکردی! از خدا بخوایم اگه یه همچین کاری کردیم یادمون بیاره و کمکمون کنه که معذرت خواهی کنیم و دل کسایی رو که رنجوندیم بدست بیاریم. چون اینم یه جورایی حق الناسه که اگه جبرانش نکنی بد روزی و بدجایی بیچارت میکنه.  

من تو این محرم از خدا خواستم که بتونم از همه اونایی که قبلا بدی در حقشون کردم یا اینکه حرفی زدم که ناراحت شدن و یا کلا اگه کسی حقی به گردنم داره حلالیت بطلبم. تا حدودی هم تونستم این کار رو انجام بدم اما هنوز هم کلی جا داره و باید . . .

التماس دعا